در بستر تنهايي
شب تا به سحر بيدار مانده بود
و من، غرق روياي شيرين دوست داشتنها
با هم بودنها
آسمان دلم پر ستاره بود
ماه در کنارم آرميده بود
به هر کجا که مي نگريستم
روشنايي بود و نور
تلاءلو مهتاب
آه روياي قشنگ با تو بودن
در سپيده دم بيداري
شب آرام
در کنار بسترم خوابيده بود
+ نوشته شده در جمعه 19 اسفند1384ساعت 9:31 توسط علی |