تبليغاتX
(تقدیم به محراب دلم )

(تقدیم به محراب دلم )

دوست دارم اشک تو باشم

 

 

 آهنگ موبایل 16
 آهنگ موبایل 17
 آهنگ موبایل 18
 آهنگ موبایل 19
 آهنگ موبایل 20
 آهنگ موبایل 21
 آهنگ موبایل 22

 آهنگ موبایل 1
 آهنگ موبایل 2
 آهنگ موبایل 3
 آهنگ موبایل 4
 آهنگ موبایل 5
 آهنگ موبایل 6
 آهنگ موبایل7
 آهنگ موبایل 8
 آهنگ موبایل 9
 آهنگ موبایل 10
 آهنگ موبایل 11
 آهنگ موبایل 12
 آهنگ موبایل 13
 آهنگ موبایل 14
 آهنگ موبایل 15



 

 

 

اگه يه روز يکي بهت گفت دوستت داره بهش بخند

چون مسخره ترين حرف عمرشه

اگه گفت دلش برات تنگ شده بود يواشکي پوزخند بزن

چون يه روزي ميشه که ميگه دلش برات تنگ نشده

لااقل اون روز حسرت امروزو نمي خوري

اگه خواست با يه بوسه همه چيزو پاک کنه نذار بوسِت کنه

چون بعدش ميگه که خرت کرده

گول گُل هايي که بهت ميده رو نخور ، حتي گول حرف هاشو

چون يه روزي آهِ اين گول خوردنو مي خوري ولي اون روز ديره

چون اون فرسنگ ها ازت فاصله داره

و رفته تا يه قلب ساده ي ديگه رو بشکونه

و تو اين سر دنيا داري دنبال تکه هاي خورد شده ي قلبت مي گردي

+ نوشته شده در یکشنبه 12 آذر1385ساعت 6:57 توسط علی |



این ورپریده

 
زني دارم ،فلك تايش نديده* *زدستش هوش وعقل من رمیده زرُخسارش نگو رحمت به شادي* *زرفتارش دل و قلبم دريده همه در خواب و در خرناس باشد* *كه از خرناس او خوابم پريده اگر صد من عسل ريزي به رويش* *نشايد خوردنش اين ورپريده مرتب چشم او دنبال چيزي است* *چه پررّويي بوُد اين چشم دريده همه در فكر غيبت يا كه تهمت* *ازاين كارش جهنم را خريده بگيرد او زمن ايراد بسيار* *نباشد فكر من اين خيرنديده كند خود را بَزَك چون دلقك سيرك* *به روي گونه اش،سرخاب ماسيده كنم بهرش فراهم هرچه خواهد* *ميان خوردنيها او چريده اگر با او رَوم اندر خيابان* *طلا چون ديد پاها يش سُريده چو گفتم حال زارم را به ‹‹جاويد››* *بگفت همچون زني هرگز نديده به شعر آورد حال و روز بنده* *چوخواندم شد روان اشكم زديده

دختران امروزی

خوش لباس و خوش پوشند.دختران امروزي شير بز نمي دوشند.دختران امروزي با تمام خوش تيپي.حيرت من از اين است با طلا نمي جوشند.دختران امروزي زير دست شوهرها.اگر بسي ستم بينند بي صدا و خاموشند.دختران امروزي باغ صلاح دمپايي.جنگ خانگي؟ هرگز ترسو مثل خرگوشند.دختران امروزي زورشان كجا بوده.با يكي دو تا سيلي بر زمين مدهوشند.دختران امروزي رب.تله نهاد اما.كور خوانده آن بي چشم واي من مگر موشند.دختران امروزي سربزير و خونگرمند.دختران امروزي سبزو زندگي بخشند.با بهارو گل همزاد گلبهارو گلنوشند.دختران امروزي

نکاتی در مورد دختران

دخترا فرق میزارن بین موهاشون روسری را میزارن وسط سراشون یه شلوار میپوشن گندس براشون یه مانتو میپوشن قد پیرهناشون یه شلوار میپوشن کوتاه براشون تازه تا میزنن اون پاچه هاشون یه جفت لنز میخرن واسه چشاشون میرن بیرون و قر میدن باهاشون یه سوئیچ میگیرن کف دستاشون میگن ما بنز داریم جون آقاشون یه گوشی میخرن بدون سیم کارت کشکی میگیرن در گوشاشون ناخن میزارن دویست سیصد متر همچین یه نمور قد باباشون یه کیف میگیرن زیر بغلاشون بعد روش میزنن عکس رفقاشون قرمز میکنن دور لباشون مشکی میکنن دور چشاشون ای بابا خسته شدم از بس که گفتم در مورد این افاده هاشون
 

پسران امروزی

 
پسرا ژل میزنن فرق سراشون عینک میزنن نوک بینی هاشون کلاسور میزارن زیر بغلاشون یه جفت کفش میپوشن تنگه براشون یه حلقه میکنن توی گوشاشون یه زنجیر میبندن بیخ گلوهاشون یه بلوز میپوشن قد باباشون یه کت میپوشن رنگ چشاشون سوار بنز میشن اون پولداراشون با اتوبوس میرن اون مفلساشون یه چسب میزنن نوک بینی هاشون یه حلقه میکنن توی شصتاشون کمی ریش میزارن نوک چونه هاشون پرفسور میشن چون باباهاشون اگه بخوام بگم از این کاراشون تا شب طول میکشه پس بی خیالشون

اهل دانشگاهم

روزگارم خوش نیست ژتونی دارم خرده پولی، سرسوزن هوشی دوستانی دارم بهتر از شمر ویزید دوستانی که همچون من مشروطند واتاقی که همین نزدیکی است اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است گاه گاهی هم مینویسم تکلیف می سپارم به شما تا به یک نمره بیست که در آن زندانیست دلتان تازه شود چه خیالی-چه خیالی- میدانم کپ زدن بیهوده است خوب میدانم دانشم کم عمق است اهل دانشگاهم قبله ام آموزش- جانمازم جزوه مهرم میز عشق از پنجره ها می گیریم همه ذرات مخ من متبلور شده است پدرم وقتی رفت پاسبان ها همه استاد شدند استاد از من پرسید چند نمره ز من میخواهی ؟ من از او پرسیدم دل خوش سیری چند پدرم استاتیک را از بر داشت و کوئیز هم میداد درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب امتحان چیزی بود مثل آب خوردن خوب یادم هست درسی بی رنجش میخواندم نمره بی خواهش می آوردم تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می کردند من کسی را دیدم که برای داشتن یک نمره 10 دم دانشکده پشتک میزد دختری را دیدم که به ترمینال نفرین می کرد اتوبوسی دیدم پر از دانشجو و چه سنگین می رفت اتوبوسی دیدم کسی از روزن پنجره می گفت: کمک سفر سبز چمن با کوکو بارش اشک پس از نمره تک جنگ آموزش با دانشجو جنگ دانش جویان سر ته دیگ غذا جنگ نقلیه با جمعیت منتظران حمله درس به مخ حذف یک درس به فرماندهی کامپیوتر فتح یک نمره به دست ترمیم فتح یک نمره به دست استاد مثل یک لبخند در آخر ترم همه را دیدم اهل دانشگاهم اما نیستم دانشجو کارت من گم شده است من به مشروط شدن نزدیکم من در این دانشگاه چقدر مضطربم من ندیدم هرگز یک نمره بیست من ندیدم که کسی ترم آخر باشد من به یک نمره ناقابل 10 خشنودم وبه لیسانس قناعت دارم من در این دانشگاه در سراشیب کسالت هستم خوب میدانم که استاد کی کوئیزمیگیرد اتوبوس کی می آید خوب میدانم برگه حذف کجاست هر کجا هستم باشم تریا، نقلیه،دانشکده از آن منست رختها را بکنیم پی ورزش برویم توپ دریک قدمی است ونگوئیم که افتادن مفهوم بدی است ونگوئیم کتابی که درآن فرمول نیست وبدانیم اگر سلف نبود همگی می مردیم وبدانیم اگر نقلیه روزی تعطیل شود همگی می مانیم و نترسیم از حذف وبدانیم اگر حذف نبود همگی می ماندیم وبپرسیم کجاییم و چه کاری داریم و نپرسیم که در قیمه چرا گوشت کم است بد نگوییم به استاد اگر نمره تک آوردیم کار ما نیست شناسایی مسئول غذا کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی پیوسته شناور باشیم کار ما نیست شناسایی بی نظمی ها کار ما شاید اینست که............................................

عشق مسنجری

دوباره شب شد و من بيقرارم کانکت کن زود بيا در انتظارم بيا من آمدم پاي مسنجر شدم مسحور آواي مسنجر بيا هارد دلت را ما ببينيم گلي از كنج هوم پيجت بچينيم بيا آيكون نماي بينشانم كه من جز آدرس ميل ات ندانم بياامشب كمي آنلاين باشيم وياتاصبح تا سان شاين باشيم بيا فرهاد بي تو باز غش كرد وحتي هارد ديسكم هم كرش(قتل)كرد بيا اي عشق دات كام عزيزم به پاي تو دبليوها بريزم بيا اي حاصل سرچ جهاني بيا اجرا كن آن فايل نهاني بيادردل تورا كم دارم امشب حدود 100گيگا غم دارم امشب

+ نوشته شده در دوشنبه 6 آذر1385ساعت 2:55 توسط علی |