تبليغاتX
(تقدیم به محراب دلم )

(تقدیم به محراب دلم )

دوست دارم اشک تو باشم

 

 سال نو مبارک ((۱۳۸۶))

(((تا آخر عمر میخوامت)))

باهزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را

در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم

،و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم،

خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»



 

 

درسینه ام جایگاهی است
نامت را حک کردم
هر روز تو را می بوسم
و می بویم
و عاشقانه، چشمهایت را نگاه می کنم
دنیایی ساخته ام
خانه ای بر بلندای محبت
رشته های مهر پیچکهایش
گلدان هایی پر از گلهای سرخ
و تو
تنها معبود خانه‌ي کوچک من
خانه ای که به وسعت سرسبزی کوهساران است
و من در کنار چشمه ساران محبت
دستانت را می فشارم
من فردای امید را با چشمانی مشتاق مینگرم...
در کنار تو...



(( ليلي زير درخت انار)))

ليلي زير درخت انار نشست.

درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ سرخ.

گلها انار شد داغ داغ.هر اناري هزار تا دانه داشت.

دانه ها عاشق بودند.دانه ها توي انار جا نمي شدند.

انار كوچك بود.دانه ها تركيدند.انار ترك برداشت.

خون انار روي دست ليلي چكيد.

ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد.مجنون به ليلي اش رسيد.

خدا گفت : راز رسيدن فقط همين بود.

كافي است انار دلت ترك بخورد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 18:10 توسط علی |