
عشق واسه ي دلاتون يه واژه ي غريبه
ميگيد که عشق دروغه اين حرفتون فريبه
اگه که عشق دروغه اين دل چرا بي تابه
اين چشاي خسته ام واسه چي شب بي خوابه
طپش اين دل من بي اون براي کيه
چرا وقتي نباشه اين دل من زخميه؟
چرا اين دلم بيتاب واسه وقت ديداره
به جز ياد عزيزش هيچ هنري نداره
چرا وقتي پيشمه غم تو دلم ندارم
ولي وقتي نباشه اشک به چشام ميارم
اگه که عشق دروغه پس چرا من اسيرم ؟
پس چرا من حاضرم براي اون بميرم
چرا تنها فقط اون اميد زندگيمه
توي روزاي سختيم پناه خستگيمه
پس اين حس قشنگ ر و اسمشو چي مي ذارين
شما که تو دلاتون يه ذره عشق ندارين.
اين عشق توي دلاتون آخه جا نميگيره....
پس تقصير شما نيست که قلباتون ميميره..
شمايين که دلاتون جنسش هميشه سنگه
نميدونين که اين عشق همون حس قشنگه....
+ نوشته شده در جمعه 30 تیر1385ساعت 14:26 توسط علی |