من تو را در دادگاه عشق به جرم زيبايي نگاهت و ماندن در زيباترين نقطه ي "قلبم" به حبس ابد محکوم میکنم مگر آنکه در حضور عاشقان اعتراف کني که "دوستم داری" و من هميشه ساحل نشين قلب پر مهرت خواهم ماند ..... 
















ميدوني؟
گاهي آسمون پر از ستاره است.
ولي يه ستاره ميون اون ستاره ها بزرگتر و قشنگترو درخشانتره
اون ستاره ي:"تو"ي
من اسمشو گذاشتم "تو"ا
ميدوني:؟
وقتي با ستاره تو حرف ميزنم....
وقتي بهش خيره ميشم يا بهش چشمک ميزنم
هميشه ازم يه چيزي مي پرسه.
ميگه:دوستم داري؟ منم ميگم,دوستت دارم
ولي ديشب از من يک سوال ديگه پرسيد.
گفت:تو چرا هيچ وقت از من نمي پرسي که دوستت داري؟
منم ازش پرسيدم : تو چي؟ دوستم داري؟
ميدوني چي گفت؟گفت: قلبتو بده !گفتم چه جوري؟
گفت : چشاتو ببند،يه نفس عميق بکش و خودتو رها کن
قلبت پرواز ميکنه و خودش مياد پيشم.
منم همون کاري رو کردم که ستاره گفت.
ستاره قلبمو گرفت و روش يه چيزي نوشت و بعد پسش داد.
ميدوني چي نوشته بود؟
نوشته بود: دوستت دارم
نوشته ستارهء "تو" رو قلبم موند . هنوزم هست.تاآخرم مي مونه
چرا؟ چون بهم گفت: حقيقت هيچ وقت نابود نميشه
چون چيزي است که "بايد"وجود داشته باشه














+ نوشته شده در پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 16:12 توسط علی |